قهرمان ميرزا عين السلطنه
7172
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
همشيرهاش لقا خانم و « 1 » كه همشيرهء من عزيزه خانم براى اينكه جنب باغ نظاميه منزل داشتند مىشناسد كه . . . تا قبل از ترقى فاحش برادرشان . امروز البته به مقاماتى رسيده و شوهرهاى خوب برايشان تهيه شده است . * * * 1343 پنجشنبه پنجم محرم الحرام - شمران رفتم و [ تا ] روز دوازدهم آنجا بودم . سردار سپه شهر آمده بود . به همان ترتيب سال گذشته در جلوى شمس العماره در آن گرما و آفتاب مواظب دستجات سينه زن بود و به حمد اللّه اتفاق سوئى هم رخ نداد . دستهء نظامى هم به همان شكوه پارسال حركت كرده بود . اين دفعهء دوم است كه من محرم و عاشورا را در تابستان و تجريش مىبينم ، آن عهد جوان بودم حالا پير . خداوند خودش عاقبت من و همه را خير كناد . حضرت اقدس و الا سيم تابستان است . امسال زينب به واسطهء آنكه زيور خانم شمران و خانهء حضرت اقدس و الا نمىتواند بيايد لج كرده و شمران نمىآيد . عباس اين چند روز همراه من بود . بسيار بچهء معقول و آرامى است . ييلاق دوشنبه 19 محرم - هوا به شدت گرم است و هركس بضاعت داشته باشد و ييلاق نرود ظلم فاحش به خود و خانوادهء خود نموده است . مردم كم شمران رفتهاند . غالب باغات خالى است . براى ارباب و مالك هم باغات شمرانات و بال شده . خودشان يا استطاعت ندارند بروند يا در ادارات شغلى دارند كه نمىشود صبح بيايند و عصر بروند . مستأجر هم نيست . در مقابل مخارج سرايدار ، باغبان ، ماليات ، تعميرات به جاى خود باقى است كه در سال مبلغ گزافى مىشود . ييلاق همان قلهك شده است و آمدن عصرها تا پاسى از شب گذشته . استيضاح و كتك خوردن سه وكيل استيضاح روز 17 ماه موعدش بود . صبح مجلس منعقد [ شد ] وزراء هم آمدند . اما عده براى مذاكرات كافى نشد و موكول به عصر شد . آقاى مدرس و حائرىزاده و كازرونى به اتفاق بيرون آمده پشت مسجد سپهسالار جلوى خانهء مرحوم ميرزا محسن
--> ( 1 ) - جاى اسم خالى است .